مر گ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار الود و دود
یا خزانی خالی از فریاد شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای زامروزها ، دیروزها
.....
فروغ فرخزاد
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:54  توسط SHARAREH به همراه HOOSHANG FILM
|
مر گ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار الود و دود
یا خزانی خالی از فریاد شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای زامروزها ، دیروزها
.....
فروغ فرخزاد
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:54  توسط SHARAREH به همراه HOOSHANG FILM
|
میروم خسته وافسرده و زار ،
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
میبرم تا که در ان نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زین همه خواهش بی جاه و تباه
می برم تا زتو دورش سازم
زتو ای جلوه ی امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد ، می رقصد اشک
اه ، بگذلر که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید ان به که بپرهیزم من
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق امد و از شاخم چید
شعله ی اه شدم ، صد افسوس
که لبم باز بر ان لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بس
میروم ، خنده به لب ، خونین دل
می روم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
( فروغ فرخزاد )
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:52  توسط SHARAREH به همراه HOOSHANG FILM
|